تبليغاتX
آذربایجاندا قادین سسی
 
کانون وحدت دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز
+ نوشته شده در چهارشنبه 21 اسفند1387ساعت 21:37 توسط قادین |

مراسم گرامی داشت هشت مارس ،روزجهانی زن، با حضور جمعی از فعالین دانشجویی و زنان تبریز در تفرجگاه تاریخی عون ابن علی (عینالی ) برگزار شد.

در این مراسم فعالین زنان با خواندن مقاله و اشعار خود به زبان فارسی و ترکی روز جهانی زن را گرامی داشته و بر خواسته ی خود در رسیدن به برابری حقوقی تاکید کردند. همچنین درادامه ی مراسم، به سوالات حاضرین پیرامون اهداف کمپین یک میلیون امضا پاسخ داده شد و گروهی از فعالین کمپین در جمع حاضر و در مسیر صعود با گفتگوی چهره به چهره در رابطه با خواسته های کمپین، اقدام به جمع آوری امضا نمودند.

برنامه ی 8 مارس انجمن اسلامی دانشگاه سهند  تبریز نیز به علت مخالفت مسئولین دانشگاه  لغو شد.

+ نوشته شده در سه شنبه 20 اسفند1387ساعت 15:32 توسط قادین |


دونیا قادین گونو قوتلو اولسون _ روز جهانی زن گرامی باد
 
 
دانلود ویژه نامه ی 8 مارس کمپین آذربایجان 
 
فیلم تظاهرات زنان در ۸ مارس 1357 ، تهران
 
 
+ نوشته شده در یکشنبه 18 اسفند1387ساعت 15:43 توسط قادین |

1.
ایندی بو منم
بیر قادین
 تاپدالانمیش آیاقلارین آلتیندا
 باخیشلارین شیدیرغیسیندا
 آنلامیرام!  یانی زامانین دا بیر اؤلچوسو وار
 اؤلچم گئدن قادینلیغیمی؟!
یازدیغیم شعرلرین بویاقلاری آوازیمیش
 قادینلیغیم سورگون گئدیب، کئدر ائلینه
 بو منم بیر گرچک قادینی
 اوزاقلاردان باخان یالان گئچمیشه.
 ایندی بو منم
 بیر قادین
 اؤزومدن اؤزگه کؤاگه مدن گئری دونموش زامانین بیتیشینده.
2.
 شیلتاق_شیلتاق
 باخیشلارین کال بطنینده تومورجاقلانیر سوتول ایناملار
بورا بیر قادینین بیتمیش سوجسوز اللری
دوزلاقدا تاپدالانمیش بیر _ محبته سایریشیر
کؤنولونده،
بلکه چارداق قورموش دیلکلرینه
گرچک گئییمی گئییندیره!!!
آیسو زنگانلی

+ نوشته شده در یکشنبه 18 اسفند1387ساعت 15:15 توسط قادین |

کانون ره آورد- به مناسبت ۸ مارس، روز جهانی زن، از سوی کانون ره آورد در شهر آخن آلمان، کارت تبريکی برای عاليه اقدام دوست، فعال کمپين يک ميليون امضا در ايران که هم اکنون در زندان اوين به سر می برد؛ تهيه شده است.

عاليه اقدام دوست از جمله زنانی بود که در روز ۲۲ خرداد ۱۳۸۵ در تجمع اعتراض آميز زنان شرکت کرد و در ميدان هفت تير سوار بر ماشين نيروی انتظامی راهی بازداشتگاه اوين شد و در نهايت شعبه‌ ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، وی را به سه سال و چهار ماه حبس و ۲۰ ضربه شلاق محکوم کرد. پس از آن دادگاه تجديد نظر نيز حکم ۳ سال حبس او را تاييد کرد و سرانجام روز ۱۲ بهمن ۱۳۸۷ ماموران اجرای حکم به در منزل وی در شهرستان فومن رفته و وی را تحت الحفظ به شعبه اجرای احکام دادگاه انقلاب تهران برای اجرای مدت محکوميت منتقل کردند.

عاليه اقدام دوست، اولين فعال جنبش زنان است که پس از قطعی شدن حکم خود، به زندان منتقل می شود. کارت تبريک مزبور به سه زبان فارسی، انگليسی و آلمانی، و به نشانی زندان اوين منتشر شده که در اختيار همه فعالين زن، نهادها، انجمن ها، کانون ها و افرادی که قصد دارند با ارسال آن به نشانی زندان اوين اعتراض خود را نسبت به حکم صادره برای عاليه اقدام دوست اعلام کنند، قرار می گيرد.

به اين منظور همه افراد و انجمن ها می توانند با چاپ اين کارت و سازماندهی در جلب نظر همه کسانی که مايلند کارت تبريک را با نوشته کوتاهی از خود در پشت آن، برای عاليه اقدام دوست ارسال نمايند، در اين اقدام عمومی مشارکت کنند. نسخه قبل چاپ اين کارت برای دانلود در زير اين توضيح قرار دارد و همه می توانند به سادگی آن را با کيفيت مناسب و در ابعاد يک کارت تبريک منتشر کنند.

کانون ره آورد اميدوار است با همياری بيشتر مدافعان حقوق بشر، اين حرکت هر چند محدود، در راه آزادی عاليه اقدام دوست مؤثر افتد.

+ نوشته شده در شنبه 17 اسفند1387ساعت 17:52 توسط قادین |

 محمد مصطفایی,وکیل پایه یک دادگستری

وقتی خبرهای موفقیت آمیز از فن آوریها و پیشرفت تکنولوژی و همچنین پیروزی یک فرد یا گروه علمی و ورزشی را در مجامع بین المللی می شنویم بسیار خوشحال شده و به خود می بالیم ولی آیا وقتی می شنویم که ایران رتبه اول در اعدام مجرمین را به خود اختصاص داده است باز هم باید خوشحال باشیم و به خود ببالیم؟ آیا وقتی می شنویم که دستگاه قضایی در متابعت با قوانین مصوب دستگاه تقنینی از مجازاتهای خشونت بار از جمله سنگسار برای تنبیه مجرمین و ارعاب دیگران استفاده می کند و اطفالی که در هنگام ارتکاب جرم کمتر از 18 سال داشته اند را به مرگ محکوم کرده و جان آنها را با طناب دار می گیرد نیز می بایست افتخار کنیم؟ متاسفانه در خبرها شنیدم " محکوم به سنگساری در ساری اعدام شد" اعدام فله ای در کشورمان به قدری بالا و غیر قابل هضم است که این خبر لرزه بر اندامم انداخت. که چطور می شود یک محکوم به سنگسار را اعدام کرد؟ آیا مرجع قضایی حق تبدیل مجازات سنگسار، که مجازاتی منسوخ در تمام کشورهای دنیا بوده و با کرامت و ذات انسانی مغایرت دارد را می تواند به اعدام تبدیل و جان مجرم متهم به زنای محصن یا محصنه را بگیرد؟


قبل از اینکه به مبانی قانونی مربوط به حکم سنگسار عبدالله فریور و تبدیل آن به اعدام بپردازم لازم می دانم که به دو نکته مهم و اساسی در خصوص مجازات اعدام اشاره کنم.

نخست اینکه: نمی دانم برخی از کسانی که در دوایر اجرای احکام مشغول به کار هستند و یا در کل، دستگاه قضایی کشومان چه سودی از جان گرفتن مجرمین می برند که حیات را به ممات مجرم ترجیح می دهند و می خواهند اینگونه احکام که نتیجه آن سلب حیات دیگری است را سریعا به اجرا گذارند! از جمله اعدام سه نفر به اتهام زنا در شهر ساوه، اجرای حکم اطفال زیر 18 سال در نقاط مختلف کشور، اجرای حکم برخی از زنانی که خود قربانی جرم بوده اند و اجرای احکام قصاصی که متهم آن هیچگونه عمدی در قصد مجرمانه قتل نداشته ولی عملی را که انجام داده اند نوعا کشنده است و از این دست مجرمین که حیاتشان افکار عمومی را آزرده نمی کند. بنابراین آیا بهتر نیست در اجرای احکام اعدام تامل کنیم و بیش از این خدشه به آبرو و حیثیث کشورمان نزنیم؟ آیا بهتر نیست مصلحت کشورمان را فدای به دار آویختن دیگری و خشنودی خانواده ای نکنیم؟ و آیا بهتر نیست بیاندیشیم به اینکه به جای ترویج خشونت و ایجاد زمینه های مناسب برای ارتکاب جرمهای سنگینی که مجازات مرگ در پی دارد، زمینه مناسب برای پیش گیری از وقوع جرم برای نوجوانان و جوانان این مرز و بوم مهیا کنیم؟

دوم اینکه: امروزه اثبات شده است که مجازات مرگ به هیچ عنوان نمی تواند عاملی برای پیش گیری از وقوع جرم باشد و حتی نمی تواند افرادی که مستعد ارتکاب جرم هستند را از وقوع جرم بازدارد. در کشورمان ماهانه حدود ده تا سی نفر(شاید هم بیشتر) به دار آویخته می شوند ولی از آمار جرایم نه تنها کاسته نشده بلکه افزایش نیز یافته است. مهمتر اینکه جهان امروز با پیشرفت تکنولوژی این امکان را فراهم کرده است که دیگر کشورها ناظر و شاهد اعمالمان باشند. برای حفظ حقوق بشر بر اساس اعلامیه جهانی حقوق بشر، روز به روز بر تعداد افراد یا گروههای حامی حقوق بشر افزوده می شود و هر یک درصدد آن هستند که دولت خود یا دیگر دول را به راهی هدایت کنند که نتیجه آن حفظ کرامت و ذات انسان و پایبندی به حقوق بدیهی و طبیعی آنهاست. در این میان آنچه بیش از هر چیز افکار جهانیان را به خود مشغول می کند خشونتی است که یک دولت در عملکرد خود با ملت  به کار می گیرد. از پلیس گرفته تا بالاترین مسئول یک کشور، در برابر تعهدات بین المللی که به آن پایبند شده اند می بایست پاسخگو باشند. آمار بالای اعدامها به خصوص اطفال زیر 18 سال و سنگسار نیز از جمله مواردی است که توجه نهادها و سازمانهای حقوق بشری را به خود جلب کرده است.

 

و اما پیرامون محکوم به سنگساری که اعدام شد:

عبدالله فریور، معلم 50 ساله موسیقی که از سال 1383 به اتهام زنای محصنه بازداشت شده بود، متهم بود که با وجود داشتن زن و دو فرزند، با دختري ارتباط جنسي داشته است اما به گفته خانوادي وي، اين رابطه جنسي ‏‏"نامشروع" نبوده است، چرا که فريور و آن دختر با يکديگر پيمان "صيغه" يا ازدواج موقت داشته اند و همسر عبدالله ‏فريور نيز از اين رابطه اطلاع داشته و اين ازدواج موقت با رضايت وي انجام شده است.  ‏پرونده فريور، از آذرماه سال ۱۳۸۴ يعني يک سال بعد از دستگيري اش در شعبه دو کيفري دادسراي ساري در مازندران ‏به جريان افتاد و خواهر وي مي گويد که قاضي بدون توجه به مدارک دال بر قانوني بودن ازدواج اين دو نفر تنها به ‏اعترافاتي استناد مي کند که تحت فشار از برادرش اخذ شده است. به هر حال حکم به محکومیت عبدالله به سنگسار صادر و وی به جای اجرای مراسم سنگسار در محوطه زندان ساری به دار آویخته شد. صرفنظر از صحت و سقم ماهیت پرونده و اینکه انسانها به گونه ای حق بر بدن خود دارند. وعبدالله با دختر مورد علاقه خود و با رضایت وی، دست به عملی زد که قانونگذار برای این عمل مجازات در نظر گرفته است نکاتی قابل تامل است:

1.  سنگسار یا همان رجم مجازاتی مغایر با کرامت انسان بوده و حتی در زمان پیغمبر نیز از آن دوری می شد و امروز نیز به دلیل مفسده ای که این مجازات در بردارد ریاست محترم قوه قضاییه در بخشنامه ای خواستار عدم اجرای این مجازات شده و محاکم دادگستری نیز در صدور اینگونه احکام احتیاط به خرج می دهند ولی در برخی مواقع، دوایر اجرای احکام بدون در نظر گرفتن توالی زیانبار اجرای حکم سنگسار و بخشنامه ریاست قوه قضاییه، حکم سنگسار را به اجرا در می آورند.

2.  مجازات رجم در مورد زنا در قران نیامده و فقط مساله " ماه جلده" یعنی صد ضربه شلاق را می توان یافت. پس به عبارت دیگر مرجع قضایی هم از لحاظ قانونی نمی تواند مجازات سنگسار را تبدیل به اعدام کند و هم از لحاظ شرعی نمی توان دست به چنین عملی زد. به همین جهت است که ریاست محترم قوه قضاییه بارها در موارد مشابه پیشنهاد تبدیل سنگسار به صد ضربه شلاق را به کمیسیون عفو و بخشودگی داده و این کمیسیون با پیشنهاد معظم له موافقت نموده است.

3.  در مورد اجرای حد زنا حدیثی وجود دارد که قابل تامل است و آن مربوط به شخصی به نام "ماعر ابن مالک" است وقتی وی به نزد پیغمبر اکرم آمد و به خاطر آن برداشتی که از تعالیم اسلام پیدا کرده بود از نظر روحی آنقدر تحت فشار بود که به پیغمبر(ص) گفت که من مرتکب گناه زنا شده ام اما پیغمبر اکرم از آن اعراض کرد و توجه نکرد.( متاسفانه برخی قضات بر خلاف این سیره و منش پیغمبر به دادرسی با آب و تابی وصف ناپذیر ادامه می دهند!)  مرد به خاطر فشار روحی و عذاب وجدانی که داشت بار دیگر از سمت راست پیغمبر آمد و مساله را بازگو کرد و خواست که پیغمبر حکم خدا را در مورد او اجرا کند. پیغمبر(ص)  باز به گفته او توجه نکرد شاید منصرف شود و برود. این بار شخص از سمت دیگر آمد و موضوع را تکرار کرد که باز هم پیغمبر اعتنایی نکرد.پس از آنکه سه بار مساله توسط این شخص به پیغمبر اعلام شد، پیغمبر(ص) از او پرسید: تو اصلا می دانی که زنا چیست؟ شاید تو فقط نگاه کردی؟ شاید تقبیل کردی؟(تقبیل یعنی بوسیدن) و در هر بار شخص پاسخ منفی داد. پیغمبر(ص) از او پرسید: تو چرا اینقدر اصرار داری و اینطور آمده ای و اقرار می کنی؟ و آن شخص گفت: برای اینکه من می خواهم پاک شوم. و این نکته جالب است که اقامه حد در مورد زنا به گونه است که به شخص خدمت شود و آن ناراحتی درونی و باطنی و عذاب دایمی وی برطرف گردد. بنابراین هدف از مجازات در آن زمان نیز برگشت پذیری بوده است در مورد این حدیث که به رجم اشاره شده، حتی گفته شده که اگر شخص فرار کرد، دیگر دنبالش نروید تا دیگر مساله انتقامجویی به خودش نگیرد. بنابراین مجری حکم عبدالله فریور همانطور که مرقوم گردید تاکید می شود که نه تنها نمی توانسته، به جهت قانونی وی را به  دار بیاویزد از لحاظ شرعی نیز به دلیل منع انتقامجویی و امکان فرار محکوم به سنگسار که در قران نیز به آن اشاره ای نشده است نمی توانسته دست به چنین عملی زند.

4.   نمی توان کسی را مجازات کرد ولی به فلسفه مجازات اهمیتی قائل نشد. تامین اجتماعی، حمایت از جامعه و لزوم مراقبت از حقوق فردی و اجتماعی انسان ها از یک سو و جبران آثار ناشی از جرم، در واقع معالجه یک بیماری فردی، اجتماعی و پیشگیری از وقوع مجدد و تکرار آن و ایجاد شرایط مساعد برای تامین عمومی و ایجاد امکانات رشد در همه زمینه ها که در راس آنها حمایت از حق حیات و جلوگیری از تجاوز به حقوق مادی و معنوی افراد جامعه، از سوی دیگراز جمله فلسفه مجازات می باشد. ولی آنچه که از همه مهمتر است اینکه اگر فردی مرتکب جرم شد در وحله اول می بایست او را درمان کرد و با تنبیه های مقتضی به جامعه بازگرداند در حالی که در مجازات سلب حیات این امکان وجود ندارد که محکوم علیه به جامعه بازگردانده شود بنابراین از فلسفه مجازات و عدالت دور می شویم.

به هر تقدیر- جان عبدالله فریور از بدنش جدا شده و در سال گذشته نیز تعدادی از مجرمین به زنا سنگسار شدند. امیدوارم این مجازات خشونت بار از قوانین کیفری کشورمان با اراده و حسن نیت نمایندگان مجلس شورای اسلامی زدوده شده و مجازاتی جایگزین آن شود که امکان بازگشت به جامعه برای مرتکب یا مرتکبان این جرم وجود داشته باشد بدیهی است تکیه کردن به مجازات اعدام نه تنها دردی را درمان نمی کند بلکه بر دردهای جامعه افزوده و جایگاه رفیع کشورمان را در سطح بین الملل تنزل می بخشد.

+ نوشته شده در شنبه 17 اسفند1387ساعت 15:55 توسط قادین |

می گویند زمان گذراست و لحظه های عمر را می گذرد
و تاریخ ، انسان می سازد
آری! زمان می گذرد...
نفرین بر زمان که لحظه هایم را به تاراج برد
نفرین بر این روزها و ماه ها و سال های تقویم زده که اندیشه ام را بلعید
و بر تاریخ که "من" را نساخت!
می گویند گدشته ، گذشته است
نفرین بر گذشته که زخمم زد ، اشکم کرد ، خوارم ساخت!
و سوگند به اکنون و آینده ای که خواهم ساختش
و سوگند به "من" که زنده است و تو که خردم بخشیدی
سوگند به لحظه ای که "من" زاده شد
سوگند به نامت ای زن! که من می خواهم تاریخ بسازم
سوگند به اندیشه ات که "من" را حفظ خواهم کرد.
زمان مرا نیز عبور خواهد کرد
اما "من" را برای اندیشه ی انسان ها به میراث خواهم گذاشت
و برای تاریخ
تا از آن، "من" ها زاده شوند
آن روز نیستم؛ اکنون می گویم تولد منت را تبریک
"من" هر آنچه داری، است
رشدش ده، حفظش کن برای آیندگان
و نفرین کن هر آنکه منت را بازیچه ساخت
و به غارت بردش
"من" اگر در کنارت باشد از هیچ نخواهی ترسید
"من" تو ، زن بودنت است!
درود بر زن و هر آنکه نامش را زنده ساخت.

+ نوشته شده در جمعه 9 اسفند1387ساعت 16:59 توسط قادین |

  معرفی کتاب زنان در انقلاب کوبا:                                                                                                                                                                                  پیش از پیروزی انقلاب , زنان چیزی نبودند جز شئی, جز اسباب زینت تخت خواب. بعد از انقلاب همه ی این ها تغییر کرد. زنان در ابعاد وسیعی دست به سازماندهی زدند, و در جهت دگرگونی شرایط زندگی خود دست به کار شدند. "تته پوئبلا"

در جمع زنانی که در نیروهای مسلح انقلابی کوبا خدمت می کنند سرتیپ تته پوئبلا بالاترین درجه را دارد و قهرمان انقلاب کوباست.سرتیپ تته پوئبلا در سال 1956 هنگامی که فقط 15 سال داشت به جنبش مردم کوبا برای سرنگونی رژیم دیکتاتوری خونریز باتیستا پیوست,حکومتی که از پشتیبانی وسیع ایالات متحده امریکا برخوردار بود.کتاب " زنان در انقلاب کوبا" داستان زندگی اوست؛ و از فعالیت های زیر زمینی او در شهر یارا که در دامنه ی کوه های سیرامائسترا در شرق کوبا واقع شده است, سخن می گوید. از زمانی که با درجه ی افسری در واحد زنان ارتش شورشی به خدمت مشغول شد تا زمانی که به هواداری و دفاع از تحولات اجتماعی و اقتصادی کوبا در دوره ی انتقالی پرداخت.
در صفحات این کتاب با زنان و مردان عادی کوبا آشنا می شویم, زنان و مردانی که سازندگان تاریخ انقلاب کوبا هستند,و بسیاری از آن ها مثل تته پوئبلا در سال های آغازین انقلاب سنین نوجوانی را می گذراندند. و می بینیم خود آنان نیز چگونه در روند این مبارزات متحول شده اند. نخست با مسیر پردست انداز جریان های طبقاتی آشنا می شویم که به مدت چهل سال به کارگران قدرت داده است تا راه را بر امپریالیسم آمریکا سد کنند, از راه رفته دفاع کنند, و جامعه ای براساس روابط اقتصادی و اجتماعی تازه ای بنا کنند که با واقعیت های ددمنشانه ی سرمایه مداری در تضاد است.
در این کتاب می بینیم که راه پیشرفت, راهی که زنان کوبا در نیم قرن گذشته از آن رفته اند چگونه راهی است, و می بینیم برای گذر از این راه لازم است اکثریت توده های کارگران دست به کار می شوند و سنگر طبقات ممتاز مالک را در هم  بکوبند, چرا که همین صاحبان مال و قدرت اند که از موقعیت درجه دوم زنان در جامعه سود می برند. و نیز خواهیم دید که به چه دلیل برای رسیدن به هدف فوق وجود کادرهای انقلابی خاصی ضروری است, کادرهایی که نسبت به پیشرفت زنان و کسب حقوق مساوی برای آنان متعهد می باشند. 8سال بعد از پیروزی شورشگران و سرنگونی باتیستا, در دسامبر سال 1966 اجلاس عمومی فدراسیون زنان کوبا برگزار شد, و فیدل کاسترو نخست وزیر کوبا در سخنرانی خود خطاب به اجلاس, توجه همگان را به تعداد زنانی جلب کرد که وظیفه ی سنگین و چالش برانگیز تازه ای را در برنامه های کشاورزی به عهده گرفته اند, یعنی درست در همان حیطه ای که پیش از این تعصبات گسترده ی اجتماعی مانع از آن می شد که زنان بتوانند مسئولیت های رهبری را به عهده بگیرند. یکی از این زنان, تته پوئبلاست.
پوئبلا با بیانی که از اراده و تلاش پی گیر زنان برای کسب حقوق مساوی حکایت دارد, می گوید: ما پیش از آن ثابت کرده بودیم که زنان تقریبا از عهده ی هر کاری بر می آیند... می گفتیم, اگر قرار است ما زنان همه ی وظایف انقلاب را انجام دهیم, پس چرا نمی گذارند دوش به دوش مردان و مثل مردان بجنگیم؟
کارنامه ی واحد رزمی زنان در صحنه های نبرد ثابت کرد که تصمیم رهبری برای تشکیل این واحد درست بوده است, و فعالیت های این زنان راه را برای کسب موفقیت های بیشتر در روند پیشرفت انقلاب باز کرد.
اسمی که روی واحد رزمی زنان گذاشتند مناسب ترین اسم ممکن بود. نامی که به این واحد ارتش شورشی دادند( واحدی که تته پوئبلا فرمانده دوم آن بود) نام یکی از زنان قهرمان کوبا در جنگ های استقلال است؛ این جنگ ها به سده ی نوزدهم مربوط می شوند که مردم کوبا برای بیرون آمدن از زیر سلطه ی اسپانیایی ها دست به اسلحه بردند. نام این زن ماریانا گراخالس است. این بانوی سیاه پوست شش پسر داشت و همه را به میدان جنگ فرستاد تا برای آزادی کوبا بجنگند؛ هشت تن از اعضای خانواده ی این زن در جنگ کشته شدند.

تحولات هر عصر تاریخی را همیشه می توان با معیار پیشرفت زنان در جهت کسب آزادی سنجید... میزان آزادی زنان معیاری است طبیعی برای سنجش آزادی در کلیت آن. " کارل مارکس"


+ نوشته شده در جمعه 9 اسفند1387ساعت 16:55 توسط قادین |