تبليغاتX
آذربایجاندا قادین سسی

تغییر برای برابری: بیانیه حدود 800 نفر از ازافراد و گروه ها برای آزادی جلوه جواهرِی و کاوه مظفری و کلیه بازداشت شدگان 11 اردیبهشت در خطاب به رئیس قوه قضائیه :

به ادامه بازداشت فعالان کارگری و کمپینی پایان دهید


جمعه 11 اردیبهشت 1388 مصادف با روز جهانی کارگر گردهمایی مسالمت آمیزی که قرار بود به دعوت تشکل های کارگری در پارک لاله برگزار شود، پیش از شروع به خشونت و بازداشت کشیده شد. در میان بازداشت شدگان مردم رهگذر، کارگران، دانشجویان و فعالان کارگری و همچنین برخی از فعالان کمپین یک میلیون امضا حضور داشتند. در حالی که طبق اصل 27 قانون اساسی حتی برگزاری تجمعات مسالمت آمیز منع قانونی ندارد.

برخی از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر به "تبانی برای شرکت در تجمع"، "اقدام علیه امنیت" و "اخلال در نظم عمومی" متهم شده و اکنون به قید کفالت و وثیقه آزاد شده اند اما بسیاری دیگر همچنان در بازداشت بسر می برند. بنا بر اظهارات خانواده زندانیان، بازداشت شدگان در بند 240، تحت بازجویی همراه با اعمال خشونت (از جمله لگد زدن به شکم و پهلو ها، زدن سیلی و مشت به صورت، کوبیدن زندانی به دیوار و و ضرب و شتم طولانی مدت ) قرار گرفته اند، طی روزهای اخیر با توجه به انتقال آنان به بند عمومی، برخی از آنان را مجددا به بند 209 و 240 منتقل کرده و مورد ضرب وشتم قرار می دهند.

به رغم ابراز نگرانی های بسیار خانواده ها و ارسال شکایت نامه هایی از سوی آنها به دفتر رئیس قوه قضائیه، کمیسیون اصل نود، کمیسیون امنیت ملی و... هیچ توضیح و پاسخ روشنی در مورد وضعیت افراد بازداشتی داده نشده است. بر اساس اظهارات خانواده ها از میان مردان بازداشتی حدود 20 نفر همچنان در زندان اند و از میان فعالان کمپینی، کاوه مظفری همچنان در بازداشت بسر می برد و گفته می شود که زیر فشار روحی و فیزیکی بسیار بوده است.

جلوه جواهری را با آنکه در زمان برگزاری مراسم در پارک حضور نداشت در ساعات بامدادی 12 اردیبهشت در منزل مسکونی اش بازداشت کردند. همسر او ، کاوه مظفری در روز 11 ازدیبهشت پیش از شروع مراسم روز کارگر در پارک لاله بازداشت شده بود و وقتی ماموران با یک حکم بازرسی بدون عنوان (طبق گفته مظفری) به همراه وی برای تفتیش منزل مراجعه کردند جواهری را نیز به زور و بدون حکم بازداشت با خود بردند و سپس در خانه را نیز پلمب کردند. با آنکه همه زنان بازداشت شده در روز جهانی کارگر آزاد شدند، و علاوه بر این بازجویان پرونده به جواهری گفته بودند که او به اشتباه بازداشت شده اما وی را همچنان در حبس غیر قانونی نگه داشته و به بازجویی از وی و همسرش به خاطر فعالیت در کمپین ادامه می دهند و نیز آنها را ضمن اتهام زنی های بی اساس تحت فشار قرار داده اند.

ما امضا کنندگان این بیانیه از مسئولان قضایی کشور به ویژه رئیس قوه قضائیه، خواهان تضمین امنیت جسمی و روانی بازداشت شدگان و پایان دادن به شکنجه های روحی و روانی بر زندانیان و نیز، تبرئه همه متهمان روز جهانی کارگر و آزادی بی قید وشرط کلیه فعالان مدنی از جمله دو فعال کمپین یک میلیون امضا جلوه جواهری و کاوه مظفری هستیم.
 
لیست افراد و گروه های امضا کننده
 
برای امضای بیانیه لطفا نام خود را در این لینک وارد کنید.
 
+ نوشته شده در سه شنبه 12 خرداد1388ساعت 1:20 توسط قادین |

پاسخ دادن و سخن راندن علمی و منطقی در مقابل ادبیاتی هتاکانه که گویی با فحاشی دلسوزانه می کوشد تا جمعی از بردگان از راه به­ درشده را به صراط مستقیم ناسیونالیسم مقدس بازگرداند، بی­شک دشوار است. ولی در این نوشته بدان خواهیم کوشید، که اقتضای فمینیست بودن جز این نیست...

به­ راستی تامل یا نگاهی سطحی و گذرا؟ نام "دومان.س" به عنوان نگارنده با شناختی که فعالین آذربایجان از نوشته­ های وی دارند ، خواننده را به درنگ وا می­دارد تا مطلبی درخور را در مقابل خود ببیند. ولی گویا اپیدمی بدون تفکر و مطالعه هرآنچه به تخیل یا احساس خطور می­کند را بی­درنگ بر قلم جاری ساختن، گریبانگیر فعالین باسابقه حرکت ملی نیز شده است.

. براستی این ادبیات نابالغ توام با ترس  چه در مقام کنش و یا واکنش که نه نشان از شناخت مکتب فمینیسم دارد و نه فعالین این عرصه را در یک چارچوب علمی به نقد می کشد و تنها در فضایی سرکوب گرانه به تخریب این افراد می پردازد از کجا سرچشمه می گیرد؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 4 خرداد1388ساعت 9:49 توسط قادین |

تغییر برای برابری - اکنون يک ماه از آغاز به کار ائتلاف برخی از فعالان و گروه های جنبش زنان به نام «همگرایی جنبش زنان برای طرح مطالبات در انتخابات» می گذرد. آنچه مرا وادار به نوشتن در اين باره کرده، بیان نقد و نظراتم درباره این ائتلاف و دلایل عدم شرکتم در آن نیست که در نوشته ای ديگر به آن خواهم پرداخت، بلکه ضرورت شفاف کردن رابطه کمپین یک میلیون امضا با این ائتلاف، فارغ از مخالفت یا موافقتم با آن است.

آنچه برای من به عنوان یکی از فعالان جنبش زنان در کمپین یک میلیون امضا پرسش برانگيز است و مبهم؛ چگونگی رابطه بین کمپین و همگرایی از منظر تدوین کنندگان و آغازگران این همگرایی است . چرا که دعوت کنندگان به این همگرایی گوئی به عمد یا سهو کوشیده اند کمپین را به «این همانی» با همگرایی، یا نوعی انتقال فاز «از کمپین به همگرایی» و يا «گروه و دسته و تشکیلات کمپین در همگرایی» تقلیل دهند. توجه علاقه مندان را به مصداق هایی از این دست جلب می کنم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 3 خرداد1388ساعت 7:47 توسط قادین |