تبليغاتX
آذربایجاندا قادین سسی
لیلا صحت از فعالان کمپین یک میلیون امضا درتبریز و عضو ستاد زنان مهندس موسوی در آذربایجان که در آزمون مقطع کارشناسی ارشد آزاد 88 رشته جامعه شناسی شرکت کرده بود از ادامه تحصیل محروم شد.
همچنین لیلا صحت از موسسین وعضو هیات مدیره انجمن علمی فراسو می باشد که هدف اصلی فعالیت های آن انجام مطالعات و برگزاری کار گاه های آموزشی با موضوعات مرتبط در حوزه زنان است.
وی در یادداشتی که در وبلاگ خود نوشته است با اشاره به افزایش انواع تهدیدات و اعمال فشارها و برخوردهای غیر انسانی صورت گرفته بعد از انتخابات در قبال منتقدین، معتقد است اعمال محرومیت ها، زندان، شکنجه و... در حق شهروندان ، جزو عادت های معمولی دولت فعلی شده است که بی هیچ ملاحظه ای در قبال منتقدین اعمال میکند و اراده ای در درون حاکمیت مایل به کنترل آن نیست و امیدی به دست یابی حقوق از دست رفته از این طریق وجود ندارد . دولتی که کار اصلی آن درسرک کشیدن به زندگی خصوصی شهروندانش خلاصه شده است به محض بدست آرودن فرصتی با این رفتار های غیر اخلاقی دست به تصویه حساب با مخالفان خود می زند ومحروم شدن از حق از تحصیل خود را با توجه به رویداد های بعد از انتخابات دور از انتظار نمی داند.
+ نوشته شده در شنبه 21 شهریور1388ساعت 0:45 توسط قادین |

رادیو زمانه - الهام امین‌زاده، تهمینه دانیالی و فاطمه بداغی سه نامزد مورد نظر محمود احمدی‎نژاد برای ریاست مرکز امور زنان و خانواده هستند.

به گزارش خبرگزاری ایلنا پس از ترک ریاست این مرکز از سوی زهره طبیب‌زاده، زهرا سجادی، معاون آموزش و پرورش این مرکز به طور موقت مسئولیت این نهاد را بر عهده گرفته‌است.

زهره طبیب‌زاده پس از اینکه محمود احمدی‌نژاد در مصاحبه تلویزیونی خود اعلام کرد که ریاست مرکز امور زنان و خانواده را تغییر خواهد داد، این مرکز را ترک کرد.

تهمینه دانیالی: وظیفه اصلی زنان ایفای نقش همسری و مادری است و برابری جنسیتی معنایی ندارد

از سوی دیگر، گفته می‌شود آقای احمدی‌نژاد در نظر دارد در صورت ر‌أی نیاوردن وزیران زن پیشنهادی به مجلس، یکی از آن‌ها را به عنوان رئیس مرکز امور زنان و خانواده معرفی کند.

الهام امین‌زاده، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس هفتم به ایلنا گفته‌ است که پیشنهاد ریاست این مرکز به او داده شده و آقای احمدی‌نژاد از وی خواسته‌است تا برنامه‌های خود را ارائه کند.

وی اعلام کرده‌است برای پذیرش این پست تردید دارد و ترجیح می‌دهد در حوزه تخصصی خود که مسائل بین‌المللی است فعالیت داشته‌باشد.

«برابری جنسیتی معنایی ندارد»

تهمینه دانیالی، مدیر کل دفتر امور زنان روستایی و عشایری نیز نامزدی خود برای ریاست مرکز زنان را تأئید کرده‌است. وی می‌گوید که برنامه‌اش را به محمود احمدی‌نژاد ارائه کرده و منتظر پاسخ وی است.

خانم دانیالی اولین اقدام خود را اصلاح ساختار این مرکز عنوان کرده و گفته‌است: «ما باید سعی کنیم ظرفیت زنان جامعه اسلامی را بشناسیم و از آن‌ها در جایگاه خود استفاده کنیم.»

‌وی عقیده دارد که وظیفه اصلی زنان ایفای نقش همسری و مادری است و برابری جنسیتی معنایی ندارد.

فاطمه بداغی، کارشناس قوه قضائیه و نماینده قوه قضائیه در شورای فرهنگی اجتمامی زنان دیگر کاندیدای نشستن بر کرسی ریاست مرکز امور زنان و خانواده نیز با تأئید این موضوع گفته‌است که از وی تقاضایی مبنی بر ارائه برنامه نشده‌است.

زهره طبیب‌زاده اسفند ماه ۱۳۸۴ پس از استعفای نسرین سلطان‌خواه، به ریاست این مرکز منصوب شد. مرکز امور زنان زیر نظر ریاست جمهوری فعالیت می‌کند و رئیس آن در جلسات کابینه حضور دارد.

+ نوشته شده در یکشنبه 8 شهریور1388ساعت 0:20 توسط قادین |

تغییر برای برابری: بیانیه حدود 800 نفر از ازافراد و گروه ها برای آزادی جلوه جواهرِی و کاوه مظفری و کلیه بازداشت شدگان 11 اردیبهشت در خطاب به رئیس قوه قضائیه :

به ادامه بازداشت فعالان کارگری و کمپینی پایان دهید


جمعه 11 اردیبهشت 1388 مصادف با روز جهانی کارگر گردهمایی مسالمت آمیزی که قرار بود به دعوت تشکل های کارگری در پارک لاله برگزار شود، پیش از شروع به خشونت و بازداشت کشیده شد. در میان بازداشت شدگان مردم رهگذر، کارگران، دانشجویان و فعالان کارگری و همچنین برخی از فعالان کمپین یک میلیون امضا حضور داشتند. در حالی که طبق اصل 27 قانون اساسی حتی برگزاری تجمعات مسالمت آمیز منع قانونی ندارد.

برخی از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر به "تبانی برای شرکت در تجمع"، "اقدام علیه امنیت" و "اخلال در نظم عمومی" متهم شده و اکنون به قید کفالت و وثیقه آزاد شده اند اما بسیاری دیگر همچنان در بازداشت بسر می برند. بنا بر اظهارات خانواده زندانیان، بازداشت شدگان در بند 240، تحت بازجویی همراه با اعمال خشونت (از جمله لگد زدن به شکم و پهلو ها، زدن سیلی و مشت به صورت، کوبیدن زندانی به دیوار و و ضرب و شتم طولانی مدت ) قرار گرفته اند، طی روزهای اخیر با توجه به انتقال آنان به بند عمومی، برخی از آنان را مجددا به بند 209 و 240 منتقل کرده و مورد ضرب وشتم قرار می دهند.

به رغم ابراز نگرانی های بسیار خانواده ها و ارسال شکایت نامه هایی از سوی آنها به دفتر رئیس قوه قضائیه، کمیسیون اصل نود، کمیسیون امنیت ملی و... هیچ توضیح و پاسخ روشنی در مورد وضعیت افراد بازداشتی داده نشده است. بر اساس اظهارات خانواده ها از میان مردان بازداشتی حدود 20 نفر همچنان در زندان اند و از میان فعالان کمپینی، کاوه مظفری همچنان در بازداشت بسر می برد و گفته می شود که زیر فشار روحی و فیزیکی بسیار بوده است.

جلوه جواهری را با آنکه در زمان برگزاری مراسم در پارک حضور نداشت در ساعات بامدادی 12 اردیبهشت در منزل مسکونی اش بازداشت کردند. همسر او ، کاوه مظفری در روز 11 ازدیبهشت پیش از شروع مراسم روز کارگر در پارک لاله بازداشت شده بود و وقتی ماموران با یک حکم بازرسی بدون عنوان (طبق گفته مظفری) به همراه وی برای تفتیش منزل مراجعه کردند جواهری را نیز به زور و بدون حکم بازداشت با خود بردند و سپس در خانه را نیز پلمب کردند. با آنکه همه زنان بازداشت شده در روز جهانی کارگر آزاد شدند، و علاوه بر این بازجویان پرونده به جواهری گفته بودند که او به اشتباه بازداشت شده اما وی را همچنان در حبس غیر قانونی نگه داشته و به بازجویی از وی و همسرش به خاطر فعالیت در کمپین ادامه می دهند و نیز آنها را ضمن اتهام زنی های بی اساس تحت فشار قرار داده اند.

ما امضا کنندگان این بیانیه از مسئولان قضایی کشور به ویژه رئیس قوه قضائیه، خواهان تضمین امنیت جسمی و روانی بازداشت شدگان و پایان دادن به شکنجه های روحی و روانی بر زندانیان و نیز، تبرئه همه متهمان روز جهانی کارگر و آزادی بی قید وشرط کلیه فعالان مدنی از جمله دو فعال کمپین یک میلیون امضا جلوه جواهری و کاوه مظفری هستیم.
 
لیست افراد و گروه های امضا کننده
 
برای امضای بیانیه لطفا نام خود را در این لینک وارد کنید.
 
+ نوشته شده در سه شنبه 12 خرداد1388ساعت 1:20 توسط قادین |

تغییر برای برابری - به جز جلوه جواهری، سایر زنان بازداشت شده در مراسم روز جهانی کارگر آزاد شدند.

با گذشت 17 روز از بازداشت شرکت کنندگان در مراسم روز جهانی کارگر، درحالی که از ساعت 3 بعد از ظهر امروز، بیست و هفتم اردی بهشت، خانواده های زنان زندانی در مقابل اوین در انتظار آزادی عزیزان شان بودند پس از سه ساعت تعدادی متوجه شدند که زنان را با یک دستگاه مینی بوس از اوین خارج می کنند. این در حالی بود که دقایقی بعد تعدادی از آزاد شدگان خبر دادند که مقابل زندان اوین منتظر خانواده های خود هستند و سرانجام پس از مدتی سایرین را در میدان کاج سعادت آباد از مینی بوس پیاده کردند.

جلوه جواهری که در مراسم روز جهانی کارگر هم حضور نداشت و در منزل خود دستگیر شده است همچنان در زندان اوین به سر می برد و مسئولان دادگاه انقلاب از دادن هر توضیحی در مورد وضعیت او به خانواده اش خودداری کرده اند.

در حالی که بنا بر وعده ی مسئولان دادگاه انقلاب قرار بود 35 نفر از بازداشت شدگان روز کارگر با ارائه فیش حقوقی و تودیع کفالت آزاد شوند، صبح امروز فیش کفالت مردان بازداشت شده پذیرفته نشد و به خانواده ها گفته شد که صبح فردا برای پیگیری وضعیت آنان مراجعه کنند. به برخی دیگر هم مطابق معمول گفته شد: "خودمان خبر می دهیم". اکثر مردان بازداشت شده تا کنون موفق به تماس تلفنی و یا دیدار با خانواده های خود نشده اند و مسئولان دادگاه انقلاب نیز با ذکر این نکته که پرونده ی آنان در مرحله ی تحقیقات است از دادن هر گونه توضیح به خانواده هایشان خود داری می کنند.

گفتنی است کلیه زنان آزاد شده صبح فردا باید جهت رسیدگی به پرونده ی خود به دادگاه انقلاب مراجعه کنند.

+ نوشته شده در یکشنبه 27 اردیبهشت1388ساعت 18:16 توسط قادین |

هم میهن نیوز- شبنم مدد زاده دانشجوی دانشگاه تربیت معلم که بیش از ۷۰ روز است در بازداشت به سر می برد هنوز نتوانسته با وکیل یا اعضای خانواده اش دیداری داشته باشد.

پدر شبنم مددزاده در خصوص وضعیت دخترش به هم میهن می گوید که او تاکنون ۴ بار با خانواده تماس گرفته است که آخرین تماس او چهار روز پیش بوده که اعلام کرده در سلامت به سر می برد.

او در خصوص پیگیری های صورت گرفته برای روشن شدن وضعیت دخترش می گوید تاکنون چندین بار به همراه وکیل دخترم به دادگاه رفته ایم، اما اجازه ملاقات با او و قاضی پرونده را به ما نداده اند. امروز هم به دادگاه رفتیم و درخواست ملاقات با قاضی پرونده را دادیم، اما منشی دادگاه هر بار می گوید قاضی در دفترش نیست.

به گفته آقای مددزاده تاکنون دلیل بازداشت و اتهام شبنم مددزاده از سوی دادگاه اعلام نشده است.

وکیل پرونده روز شنبه هفته آینده برای روشن شدن وضعیت شبنم مددزاده بار دیگر به دادگاه می روند.

خرداد ماه سال گذشته دانشجویان دانشگاه تربیت معلم به دلیل نارسایی های صنفی و رفاهی دست به اعتراضات گسترده ای زده بودند که شبنم مددزاده عضو هسته مرکزی این تحصن بود. این اعتراض دوازده روز طول کشید که ده روز از این مدت را معترضین در اعتصاب غذا به سر بردند.

در این اعتراض ها مسئولان دانشگاه تربیت معلم و وزارت علوم حاضر به مذاکره با دانشجویان شدند و با پذیرش تمام خواسته‏های دانشجویان، اعتراض ها به پایان رسید.

با گذشت دو ماه از این ماجرا مجوز فعالیت انجمن اسلامی دانشجویان (تاسیس ۱۳۴۹) لغو شد و حدود چهل نفر به کمیته‏ی انضباطی احضار شدند که هشت نفر از متحصنین احکام ممنوعیت از تحصیل دریافت کردند. ۱۲ نفر از دانشجویان نیز با تماس تلفنی به دادگاه انقلاب احضار شدند.

این اتفاق ها در حالی اتفاق افتاد که مسئولین دانشگاه تعهد کرده بودند با دانشجویان برخوردی صورت نگیرد.

+ نوشته شده در یکشنبه 20 اردیبهشت1388ساعت 7:48 توسط قادین |

رادیو فردا: عباسعلی کدخدايی، سخنگوی شورای نگهبان، روز شنبه گفت که کانديدا شدن زنان در انتخابات رياست جمهوری ايران منعی ندارد.

سخنگوی شورای نگهبان در پاسخ به پرسشی درباره تغيير موضع اين شورا درقبال کانديداتوری زنان با توجه به اعلام دواطلبی دو زن در انتخابات رياست جمهوری، گفت:« شورای نگهبان هيچ گاه رجل سياسی را تفسير نکرده و هر چه تا کنون مطرح شده صرفا از سوی نشريات و نهادهای حقوقی بوده است.»

طبق اصل ۱۱۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران فردی که نامزد رياست جمهوری می شود، بايد از «رجال مذهبی و سياسی» کشور باشد. درخصوص اين که آيا واژه رجال شامل زنان هم می شود يا نه، اختلاف نظر وجود دارد.

مقامات جمهوری اسلامی ايران تاکنون اظهارنظرهای متفاوتی در تفسير واژه رجال داشته اند.

این در حالی است که شورای نگهبان قانون اساسی که به عنوان مرجع تشخيص افراد واجد شرايط برای نامزدی در انتخابات رياست جمهوری در ایران شناخته می شود، تاکنون در این باره به طور رسمی هیچ اظهار نظری نکرده است.

در همين زمينه عباسعلی کدخدايی روز شنبه گفت: «شورای نگهبان هيچ گاه به صرف اينکه فردی که ثبت نام کرده مرد است يا زن اظهار نظر نکرده است و هر گاه زنی رد صلاحيت شده به خاطر نداشتن صلاحيت عمومی بوده است و شورای نگهبان هيچ گاه واژه رجل سياسی را در قانون اساسی تفسير نکرده است» .

وی افزود:« رويه شورای نگهبان مثل سابق است ، در گذشته هم از قشر بانوان کسانی بودند که ثبت نام کردند و شورای نگهبان در اين زمينه نظر خاصی ندارد و منع خاصی هم وجود ندارد، قانون خاصی هم نسبت به ثبت نام و بررسی صلاحيت بانوان وجود ندارد.»

اين در حالی است که به گزارش خبرگزاری مهر، غلامحسين الهام، سخنگوی پيشين شورای نگهبان و عضو فعلی اين شورا، در جريان انتخابات نهمين دوره انتخابات رياست جمهوری در خصوص تعريف‎ «رجل‎ سياسی» گفته بود:‎ «نـص‎ قانون‎‎ اساسی، مرد بودن نامزدهای‎ انتخابات‎‎‎ رياست جمهوری‎ است و علاوه‎ بر آن، بايد رجل‎ سياسی‎ باشد.»

در نهمين انتخابات رياست جمهوری ايران که در ۲۷ خرداد ماه سال ۱۳۸۴ برگزارشد، ۹۳ زن دواطلب حضور در اين انتخابات بودند که از سوی شورای نگهبان رد صلاحيت شدند.

شورای نگهبان مشخص نکرده بود که رد صلاحيت اين افراد به دليل زن بودن اين افراد بوده است يا نه.

در آستانه نهمين دوره انتخابات رياست جمهوری در ۱۲ خردادماه سال ۱۳۸۴ به دعوت اعضم طالقانی، از شخصيت های ملی -مذهبی و رييس جامعه اسلامی زنان، تجمعی در اعتراض به این رد صلاحیت ها در مقابل رياست جمهوری برگزار شد.

در اين تجمع اعتراضی زنان خواستار لغو قوانين «زن ستيز» شده بودند.

در بخشی از بيانيه اين تجمع آمده بود:« بر اساس اعلاميه‌ جهانی حقوق بشر و ميثاق بين ‌المللی حقوق مدنی و سياسی که جمهوری اسلامی ايران نيز ملزم به اجرای آن است، هيچکس را نمی‌ توان صرفاً به دليل جنسيت از هيچيک از حقوق مدنی و سياسی محروم کرد، از منظر شرعی هم موازين فقهی اساساً مرد بودن را برای مقام رياست جمهوری که نوعی وکالت به شمار می ‌رود لازم ندانسته است».

کمیته صیانت از آرا

آقای کدخدایی همچنین در نخستین نشست خبری خود در سال جديد گفت: تشکيل کميته صيانت از آراء خلاف قانون است

عباسعلی کدخدايی افزود: تشکيل هر نهاد جديد بايد از تصويب قانون بگذرد و گرنه خلاف قانون خواهد بود.

وی با این حال گفت: داوطلبان رياست جمهوری می توانند در حوزه های اخذ رای نمايندگانی را تعيين کنند.

پيشتر، عليرضا بهشتی، عضو شورای راهبردی ستاد ميرحسين موسوی، نخست وزير سابق و از کانديداهای رياست جمهوری ، از جمله کسانی است که بر ضرورت تشکيل کميته صيانت از آرا تاکيد کرده بود.

علیرضا بهشتی روز شنبه در واکنش به اظهارات آقای کدخدایی گفت:« تشکيل کميته صيانت از آرا و اخلاق انتخاباتی نه تنها برخلاف قانون نيست بلکه در حمايت از قانون است».

پیشتر برخی از شخصیت های اصلاح طلب نسبت به سلامت انتخابات ابراز نگرانی کرده بودند و به همین دلیل از تشکیل چنین کمیته ای حمایت کرده بودند.

آقای کدخدایی در دفاع از عملکرد شورای نگهبان در این باره گفت:«هر نهاد جديدی که بخواهد شکل بگيرد نياز به تصويب قانون دارد. تشکيل و ايجاد اين کميته‌ها خلاف قانون است و شورای نگهبان در طول ۳۰ سال اخير نشان داده که بی‌طرف بوده و همه‌ اسناد و مدارک نشان‌دهنده‌ اين موضوع است. در اين رابطه شکايات افراد، مورد بررسی قرار گرفته و رسيدگی شده است و به نظر ما هيچ نيازی برای ابراز نگرانی در اينگونه موارد وجود ندارد و شورای نگهبان با رعايت بی‌طرفی وظايف خود را انجام می‌دهد.»

این در حالی است که گروههای اصلاح طلب نسبت به عمکلرد شورای نگهبان معترض هستند و این شورا را بی طرف نمی دانند.

مهدی کروبی، نامزد انتخابات ریاست جمهوری، هفته گذشته در نامه‌ای به اعضای شورای نگهبان ضمن انتقاد از رفتارهای «ناقض جايگاه قانونی اين نهاد» تهديد کرد که با «تخلف و بی‌طرفی نهادهای اجرايی و نظارتی برخورد علنی» خواهد کرد.

+ نوشته شده در سه شنبه 25 فروردین1388ساعت 0:43 توسط قادین |

چهارشنیه 19 فروردین، یک روز پس از آزادی محبوبه کرمی، خدیجه مقدم نیز با تودیع قرار وثیقه 20 میلیون تومانی برای پرونده جدیدی که برایش بازشده و همچنین کفالت 50 میلیون تومانی مانند دیگر متهمان جنبش زنان که قصد دیدار نوروزی با مادر زهرا بنی یعفوب را داشتند آزاد شد.

خبراحتمال آزادی او را همسر خدیجه مقدم پس از تودیع کفالت و وثیقه به دادسرای امنیت اعلام کرد و سرانجام ساعت 9شب خدیجه مقدم در میان استقبال مادران آزاد شد..

به گفته وکیل خدیجه مقدم و همچنین خود او دادیار پرونده اتهامات جدیدی به او وارد کرده است. فعالیت تبلیغی علیه نظام و تمرد از دستور پلیس در جلوی سفارت فلسطین از اتهامات اوست.


 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 20 فروردین1388ساعت 2:19 توسط قادین |

تغییر برای برابری: یک روز پس از آزادی محبوبه کرمی، 19 فروردین، صدیقه مصائبی مادر محبوبه در بیمارستان درگذشت.

پس از تودیع کفالت 50 میلیون تومانی برای محبوبه کرمی، عصر روز گذشته وی آزاد شد و بلافاصله پس از آزادی برای دیدن مادرش مستقیم به بیمارستان ایران مهر رفت . مادر محبوبه که از بیماری سرطان در رنج بود ، پس از بازداشت محبوبه و 11 فعال جنبش زنان در بیمارستان بستری شد و با آن که برادر محبوبه از وخامت وضعیت مادرش به دادیار پرونده گفته بود و تقاضای آزادی او را کرده بود با قبول کفالت او مخالفت شد و محبوبه به همراه خدبجه مقدم در زندان ماند .

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 20 فروردین1388ساعت 1:55 توسط قادین |

تغییر برای برابری: ده نفر از بازداشت شدگان 6 فروردین با قرار کفالت آزاد شدند. با وجود صدور قرار کفالت برای هر دوازده نفرآنها کفالت خدیجه مقدم و محبوبه کرمی پذیرفته نشد و این دو عضو کمپین همچنان در زندان اوین بازداشت هستند.

امروز صبح پس از مراجعه مجدد خانواده ها و تاکید آنها بر گفته آقایان بازپرس متین راسخ و حیدری فرد بر معرفی کفیل و صدورقرار آزادی، بازهم هرگونه رسیدگی را به 16 فروردین موکول کردند اما سرانجام با پی گیری مصرانه خانواده ها ظهر امروز با پذیرش کفیل موافقت شد. البته بی آنکه دلیلی ذکر شود از قبول کفیل خدیجه مقدم و محبوبه کرمی سر باز زدند. نسرین ستوده به همراه دکتر خسروشاهی همسر خدیجه مقدم و همچنین برادر محبوبه کرمی مجددا به دادیاری مراجعه کردند اما دادیارها هیچ کدام دردادگاه نبودند و قرارشد برای پی گیری وضعیت موکلانشان فردا مراجعه کنند. آقای پوربابایی نیز وکالت محبوبه کرمی را پذیرفته است.

بعد از ظهر امروزنیز لیلا نظری، دلارام علی، فرخنده احتسابیان، شهلا فروزانفر، ثریا یوسفی،بهارا بهروان از زندان اوین آزاد شدند.

آرش نصیری اقبالی، امیر رشیدی، محمد شوراب نیز در حالی که خانواده هایشان از ساعت 4 بعد از ظهر انتظارشان را می کشیدند حدود ساعت 9 شب از زندان قزل حصار آزاد شدند. علی عبدی نیز شب قبل آزاد شده بود.

آنها باید روز یک شنبه 16 فروردین برای بازپرسی در دادگاه حاضر شوند.

این 12 فعال جنبش زنان روز پنج شنبه ششم فرودین ماه در حالی که تصمیم داشتند به دیدار نوروزی با خانواده های برخی از زندانیان بروند در خیابان سهروردی تهران دستگیر و به زندان منتقل شده بودند.

+ نوشته شده در یکشنبه 9 فروردین1388ساعت 23:44 توسط قادین |

 
تغییر برای برابری اطلاعات دریافتی از خانواده های ۱۲ نفر از اعضای کمپین و مادران صلح که امروز بازداشت شده اند حاکی از آن است که قاضی متین راسخ، با تفهیم اتهام اخلال در نظم عمومی و تشویش اذهان برای این افراد قرار کفالت ۵۰ میلیون تومانی صادر کرده و تمامی بازداشت شدگان پس از بازجویی در کلانتری نیلوفر به زندان اوین منتقل شده اند.

 بازداشت شدگان که طی تماس تلفنی با خانواده های خود این موضوع را به اطلاع ایشان رسانده اند، گفته اند قرار کفالت تنها با فیش کارمندی پذیرفته خواهد شد، اما مدت کوتاهی پس از این تماس قاضی پرونده، شعبه یکم بازپرسی ویژه امنیت واقع در جنب زندان اوین را ترک کرده است.

 خانواده های بازداشت شدگان که تا آخرین ساعات پنچ شنبه در مقابل کلانتری های گلوبندک، نیلوفر، بازداشتگاه وزرا و زندان اوین سرگردان بوده اند همچنین می گویند که فرصت چندانی برای پیدا کردن ضامن کارمند نداشته و با توجه به تعطیلی آخر هفته درعمل گونه پیگیری تا شنبه بی نتیجه خواهد بود.

 خدیجه مقدم، دلارام علی، لیلا نظری، محبوبه کرمی، فرخنده احتسابیان، بهارا بهروان، علی عبدی، امیر رشیدی، محمد شوراب، آرش نصیری اقبالی از اعضای کمپین یک میلیون امضا و همچنین شهلا فروزانفر، ثریا یوسفی از مادران صلح ظهر روز پنچ شنبه ششم فروردین، پیش از آن که موفق به دیدار نوروزی باخانواده های برخی از زندانیان و خانواده دکتر زهرا بنی یعقوب شوند بازداشت شده اند.

 

+ نوشته شده در شنبه 8 فروردین1388ساعت 22:1 توسط قادین |

 
کانون وحدت دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز
+ نوشته شده در چهارشنبه 21 اسفند1387ساعت 21:37 توسط قادین |

مراسم گرامی داشت هشت مارس ،روزجهانی زن، با حضور جمعی از فعالین دانشجویی و زنان تبریز در تفرجگاه تاریخی عون ابن علی (عینالی ) برگزار شد.

در این مراسم فعالین زنان با خواندن مقاله و اشعار خود به زبان فارسی و ترکی روز جهانی زن را گرامی داشته و بر خواسته ی خود در رسیدن به برابری حقوقی تاکید کردند. همچنین درادامه ی مراسم، به سوالات حاضرین پیرامون اهداف کمپین یک میلیون امضا پاسخ داده شد و گروهی از فعالین کمپین در جمع حاضر و در مسیر صعود با گفتگوی چهره به چهره در رابطه با خواسته های کمپین، اقدام به جمع آوری امضا نمودند.

برنامه ی 8 مارس انجمن اسلامی دانشگاه سهند  تبریز نیز به علت مخالفت مسئولین دانشگاه  لغو شد.

+ نوشته شده در سه شنبه 20 اسفند1387ساعت 15:32 توسط قادین |


دونیا قادین گونو قوتلو اولسون _ روز جهانی زن گرامی باد
 
 
دانلود ویژه نامه ی 8 مارس کمپین آذربایجان 
 
فیلم تظاهرات زنان در ۸ مارس 1357 ، تهران
 
 
+ نوشته شده در یکشنبه 18 اسفند1387ساعت 15:43 توسط قادین |

کانون ره آورد- به مناسبت ۸ مارس، روز جهانی زن، از سوی کانون ره آورد در شهر آخن آلمان، کارت تبريکی برای عاليه اقدام دوست، فعال کمپين يک ميليون امضا در ايران که هم اکنون در زندان اوين به سر می برد؛ تهيه شده است.

عاليه اقدام دوست از جمله زنانی بود که در روز ۲۲ خرداد ۱۳۸۵ در تجمع اعتراض آميز زنان شرکت کرد و در ميدان هفت تير سوار بر ماشين نيروی انتظامی راهی بازداشتگاه اوين شد و در نهايت شعبه‌ ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، وی را به سه سال و چهار ماه حبس و ۲۰ ضربه شلاق محکوم کرد. پس از آن دادگاه تجديد نظر نيز حکم ۳ سال حبس او را تاييد کرد و سرانجام روز ۱۲ بهمن ۱۳۸۷ ماموران اجرای حکم به در منزل وی در شهرستان فومن رفته و وی را تحت الحفظ به شعبه اجرای احکام دادگاه انقلاب تهران برای اجرای مدت محکوميت منتقل کردند.

عاليه اقدام دوست، اولين فعال جنبش زنان است که پس از قطعی شدن حکم خود، به زندان منتقل می شود. کارت تبريک مزبور به سه زبان فارسی، انگليسی و آلمانی، و به نشانی زندان اوين منتشر شده که در اختيار همه فعالين زن، نهادها، انجمن ها، کانون ها و افرادی که قصد دارند با ارسال آن به نشانی زندان اوين اعتراض خود را نسبت به حکم صادره برای عاليه اقدام دوست اعلام کنند، قرار می گيرد.

به اين منظور همه افراد و انجمن ها می توانند با چاپ اين کارت و سازماندهی در جلب نظر همه کسانی که مايلند کارت تبريک را با نوشته کوتاهی از خود در پشت آن، برای عاليه اقدام دوست ارسال نمايند، در اين اقدام عمومی مشارکت کنند. نسخه قبل چاپ اين کارت برای دانلود در زير اين توضيح قرار دارد و همه می توانند به سادگی آن را با کيفيت مناسب و در ابعاد يک کارت تبريک منتشر کنند.

کانون ره آورد اميدوار است با همياری بيشتر مدافعان حقوق بشر، اين حرکت هر چند محدود، در راه آزادی عاليه اقدام دوست مؤثر افتد.

+ نوشته شده در شنبه 17 اسفند1387ساعت 17:52 توسط قادین |


تغییر برای برابری: ماموران دادسراي ويژه امينت دادگاه عمومي و انقلاب تهران ظهر امروز با هجوم به منزل نفيسه آزاد وسایل شخصی وی و همخانه های او را با خود برده اند. طی این تفتیش وحید ملکی (همسر نفیسه) و الناز انصاری، دیگر عضو کمپین یک میلیون امضا مورد ضرب وشتم قرار گرفتند و در مدت تفتیش منزل بر دست های وحید ملکی دستبند زدند.

نفیسه دانشجواست و به همراه دوتن از دوستانش در تهران زندگی می کند و همسر او برای پی گیری وضعیت بازداشت نفیسه از اصفهان به تهران آمده است. او از جمعه 11 بهمن در بازداشتگاه وزرا بسر مي برد. طی این تفتیش خشونت آمیز ماموران که سه تن بودند بخشی از وسایل شخصی نفیسه آزاد و همچنین لب تاب و جزوه های کاری الناز انصاری و آیدا سعادت را با خود بردند. نفیسه آزاد با این دو عضو کمپین در یک خانه زندگی می کند.

مقاومت الناز انصاری برای عدم تفتیش لوازم و ضبط لب تاب وی با کتک کاری ماموران همراه شد و ماموران به زور این وسایل را با خود بردند. دخالت آقای ملکی برای ممانعت از کتک زدن الناز انصاری نیز منجر به ضرب و جرح وی شد که ماموران در خانه همسرش به او دستبند زدند.

لازم به ذکر است که در حکم تفتیش به صراحت اعلام شده بود تفتیش وسایل مربوط به نفیسه آزاد در رابطه با کمپین قابل بازرسی است.

از جمله مواردی که ارتباط به حکم نداشت ولی ضبط شد تعداد زیادی فیلم، کتاب، دفترچه های یادداشت شخصی و جزوه های کاری دیگر همخانه های نفیسه بود.

الناز انصاري در اين باره مي گويد:« وقتي ماموران به منزل مراجعه كردند به آنان توضيح دادم كه نفيسه همخانه من و آيدا سعادت است و چون آنها فقط حكم تفتيش وسايل نفيسه آزاد را همراه داشتند، همسر نفيسه اتاق و وسايل مربوط به نفيسه را به آنان نشان داد. در هنگام تفتيش منزل، زنگ موبايلم به صدا در آمد و وقتي مشغول پاسخگويي بودم يكي از ماموران خواست كه تلفن را قطع كنم. وقتي از اين كار امتناع كردم با تهديد به سمت من حمله كردند و در اين هنگام همسر نفيسه وارد ماجرا شد كه ماموران به او حمله كردند و با زد و خورد به وي دستنبد زدند.»

الناز انصاري ادامه مي دهد:« آنان سپس موبايلم را با زور و كتك گرفتند و بعد از آن لپ تاب من را هم با كتك و درگيري گرفتند. اصرارم مبني بر اين كه لپ تاب متعلق به من است و نشان دادن فايل هاي ذخيره شده كه همه به نام خودم بود فايده اي نداشت. اصرار من بر این مبنا بود که نام من و آیدا در حکم نبود و خواستار ارائه حکم برای وسایل خود بودم. در طول راه نیز همسر نفیسه جریان را به آنها گفته بود و آنها گفته بودند فقط وسایل نفیسه را بازرسی می کنیم و چیزی را هم قرار نیست با خود ببریم. ماموران حتي در هنگام ضبط وسايل متعلق به من و آيدا، همچنان به كتك زدن همسر نفيسه كه دستبند به دست داشت ادامه مي دادند.»

وي مي گويد:«ماموران با توهين، تهديد و فحاشي همه وسايل خانه را به هم ريختند و تعداد زيادي دي وي دي، سي دي، نسخه هاي دستنويسي كه براي كار تايپ در منزل گرفته بودم و كيف هاي من و آيدا و نفيسه را هم با خود بردند در حالي كه در حكم نوشته بودند فقط وسايل و مدارك مربوط به كمپين بايد مورد تفتيش و ضبط قرار گيرد..»


+ نوشته شده در پنجشنبه 17 بهمن1387ساعت 1:38 توسط قادین |

یک روز سرد زمستانی است. اینجا یکی از کارخانه های بزرگ تبریز است. کارگران مشغول کارند؛ با چهره هایی سرد و بی تفاوت در کنار ماشین هایی غول پیکر که هیبت زمختشان، انسان را با تمام صفات انسانی اش به سخره می گیرد. کارگران گوش به فرمان این ماشین ها ،که با دست خودشان ساخته اند، مشغول کارند و با نگاهی سرشار از تعجب براندازم می کنند. از نگاهشان می فهمم که مهمان ناخوانده ام و زودتر باید آنجا را ترک کنم چون نه تنها کارگری مثل خودشان نیستم بلکه یک زنم!
بالاخره کسی پیدا می شود که جواب سلامم را بدهد. سراغ کارگران زن را می گیرم. می خندد!
"زنان که نمی توانند در کارگاه کار کنند، کارهای مهم کارخانه را مردان انجام می دهند، کارهای اینجا سنگین است. زنان در قسمت اداری و آشپزخانه!! کار می کنند."
بار دیگر با دقت بیشتر کارگران را نگاه می کنم. نمی دانم کدامیک از این کارها از کار آشپزخانه سنگین تر است! کارهایی که با ماشین انجام می شوند و مردان کارگر مشغول نظاره ی کار ماشین ها هستند! البته جا به جا کردن آهن آلات کار سنگینی است که به نظر می رسد زنان توانایی انجام آن را ندارند ولی با دیدن زنان لاغراندامی که ظروف سنگین آشپزخانه را جا به جا می کنند صحت این ادعا نیز زیر سوال می رود.
بیشتر از چند دقیقه اجازه ی توقف در کارگاه مردانه! را ندارم. به سراغ زنان در آشپزخانه ی کارخانه می روم. ورودی آشپزخانه در انتهای یک دالان دراز است. وارد می شوم. زنان مشغول آماده کردن صبحانه ی کارگران هستند. بوی پنیر اذیتم می کند، احساس خفگی می کنم. نفسم به سختی بالا می آید. به سمت زنان می روم . هوای داخل آشپزخانه سردتر از بیرون است. می لرزم. نمی دانم از هوای سرد یا از فضای سرد حاکم بر آنجا...
به اولین زن که حدودا 50 ساله به نظر می رسد سلام می کنم. هنوز جواب سلامم را نشنیده ام که صدایی مردی نه چندان محترمانه به گوشم می رسد: "آهای خانم! اینجا چه می خواهی؟" به طرف صدا برمی گردم. نگاهش آزارم می دهد! خودم را معرفی می کنم و مجوز ورودم را نشانش می دهم.
مسئول آشپزخانه است. پشت میزی بر روی یک صندلی لم داده و چای می نوشد! نگاهم از او به سمت زنانی که مشغول کارند می چرخد و یاد جمله ی آن مرد در کارگاه می افتم: "کارهای مهم کارخانه را مردان انجام می دهند!"
اجازه می دهد که نزد خانم ها بروم! با لحن بی تفاوتی می گوید: "مشکلی نیست، می توانی با آنها صحبت کنی ولی مزاحم کارشان نشو. صبحانه باید سر موقع آماده باشد." گویی می خواهد بگوید حضور من و حتی زنان کارگر اهمیتی برایش ندارد.
"سلام دخترم". زن با تاخیر چند دقیقه ای جواب سلامم را می دهد. اولین جواب سلام گرمی است که از بدو ورود به این کارخانه گرفته ام. خودم را معرفی می کنم و می گویم برای یک تحقیق دانشجویی می خواهم چند کلمه ای با آنها صحبت کنم.
تعارف می کنند بنشینم، برایم نان و پنیر و چای می آورند. سردی هوا و غربت فضای کارخانه را فراموش می کنم.
گویی مدتهاست منتظر کسی هستند که بی هیچ ترسی از اخراج و یا کم شدن حقوق و ... با او درد دل کنند. بدون اینکه چیزی بگویم خودشان سر صحبت را باز می کنند. زنی که فکر می کردم 50 ساله باشد شروع می کند. می گوید 35 ساله است و از روزی که متوجه شده شوهرش زن دوم گرفته 6 سال می گذرد و او در طول این 6 سال برای سیر کردن شکم خود و فرزندانش روزی 12 ساعت کار می کند. این بار یاد حرف استادم می افتم که سر کلاس می گفت: " زنان از روی بیکاری و برای پر کردن اوقات فراغتشان به کار خارج از خانه پناه می برند و با این کار، جای مردان را که نان آور خانه هستند اشغال می کنند!"
در پاسخ به سوالم در مورد احساس امنیتشان در محیط کار مردانه، با خنده ی تلخی می پرسد: "امنیت؟! در طول زندگی 35 ساله ام تجربه ای از امنیت و آرامش نداشته ام."
زن دیگری که جوان تر به نظر می رسد می گوید: "فقط به خاطر نیاز و اجبار است که کار کردن در اینجا را تحمل می کنیم. شرایط مناسب برای کار کردن زنان در اینجا وجود ندارد."
نگاه مرد مسئول لحظه ای از ذهنم می گذرد...
وقتی در مورد کارهای خانه و شوهر و فرزندانشان می پرسم، همگی به یکی از همکارانشان که باردار است اشاره می کنند. با تعجب نگاهش می کنم. او هم می خندد و می گوید: "زندگی همین است دختر جان! دستمزد شوهرم به اندازه ای نیست که مخارج یک خانواده ی 5 نفری را تامین کند. تازه با این کوچولو که در راه است می شویم 6 نفر"
او نیز روزی 12 ساعت کار می کند. باز هم یاد حرف استادم می افتم!
زن جوان دیگری که مشغول جا به جا کردن سینی های بزرگ پنیر است می گوید شوهرش از کار افتاده است و صبح تا شب در خانه استراحت می کند! "شب ها که به خانه برمی گردم باید با همان لباس بیرون سریع مشغول کار شوم و غذا را آماده کنم چون تحمل خستگی راحت تر از تحمل اعتراض ها و بهانه گیری های اوست." "تا این موقع کجا بودی؟! ؛ شام کی حاضر می شود؟! ؛ چرا چایی آماده نیست؟! ؛ این چه وضع خانه و زندگی است؟!"
دختر جوانی هم کنارشان نشسته و با جدیت زیادی کار می کند. از او هم می خواهم در مورد خودش بگوید. 21 سال دارد و دانشجوی مدیریت صنعتی است! و الان در آشپزخانه ی یک کارخانه ی صنعتی ، پنیر صبحانه ی کارگران را آماده می کند. با صدایی آرام حرف می زند: "پدرم مریض است و مادرم باید از او پرستاری کند."
چشم های هر دویمان پر از اشک می شود. دیگر صدایش را نمی شنوم! هم سن من است. هر دو دانشجوییم اما ...
برای لحظه ای از خودم بدم می آید و پشیمان می شوم از آمدنم. از خودم می پرسم: آمده ام اینجا که چه بشود؟! شنیدن حرف های اینها چه دردی را دوا می کند؟! در حالی که کسانی که باید بشنوند، کر شده اند!
زن باردار که با نشاط تر از بقیه به نظر می رسد با خنده از فرزندی که در راه دارد حرف می زند. دوست دارد فرزندانش آرزوهای بربادرفته اش را زنده کنند.
"دوست داشتم درس بخوانم. از بچگی از کارهای خانه و خانه داری بدم می آمد دلم می خواست خانم مهندس شوم ولی 16 سال بیشتر نداشتم که شوهر کردم و درس و مدرسه را ول کردم"
باز هم می خندد و می گوید: "البته دو سال پیش دوباره رفتم سراغ درس و بالاخره دیپلمم را گرفتم! درسته دیگر به دردم نمی خورد ولی حداقل بچه ها در مدرسه می گویند مادرمان دیپلم است."
هیچ کدام چیزی در مورد تشکل کارگری نمی دانند و جالب اینکه دو ماه است حقوقی هم دریافت نکرده اند.
می پرسم : "چرا اعتراض نمی کنید؟"
همدیگر را نگاه می کنند. دختر جوان با همان صدای آرام می گوید: "مگر صف بیکار ها را بیرون کارخانه ندیدی که منتظرند یکی از ما اخراج شویم تا به جای ما کار کنند؟"
یاد پدر مریض دختر جوان، فرزند در راه زن باردار، بچه های زن 35 ساله می افتم! حرفی برای گفتن ندارم!
از اعتمادشان تشکر می کنم! خسته نباشیدی می گویم و خداحافظی می کنم. برایم آرزوی موفقیت می کنند. همگی لبخند به لب دارند.
توجهی به خداحافظی و حرف های مرد مسئول نمی کنم و از در خارج می شوم. باران می بارد، باد می وزد و هوا سرد است و من به مردسالاری سرد و خشن حاکم بر جامعه می اندیشم و سهم زنان از زندگی. به مردانی که سالارند و کارهای مهم را انجام می دهند و زنانی که دنبال پر کردن اوقات فراغتشان هستند!
لحظه ای چهره ی دختر جوان و صدای آرامش و خنده های تلخ زن باردار از خاطرم نمی روند...
حرفی برای گفتن ندارم!
+ نوشته شده در چهارشنبه 9 بهمن1387ساعت 2:49 توسط قادین |



مدرسه فمینیستی: در روز دوم بهمن ماه 1387 مصادف با 21 ژانویه، مراسم اهدای جایزه سیمون دوبووار به کمپین یک میلیون امضاء برگزار شد. سیمین بهبهانی به عنوان نماینده کمپین یک میلیون امضاء برای دریافت این جایزه دیروز اول بهمن ماه تهران را به مقصد پاریس ترک کرد و امروز در کافه DEUX MAGOTS (سن ژرمن ده‌پره واقع در خیابان Saint پاریس) که اکثر ملاقات های سیمون دوبووار و ژان پل سارتر در آن برگزار می شد و پایگاهی برای روشنفکران آن زمان بود، برگزار شد. در این مراسم کریستین ماری آلبانل وزیر فرهنگ و ارتباطات فرانسه، ژولیا کریستوا فیلسوف فمینیست فرانسوی و سرپرست بنیاد سیمون دوبوار، سیلویا بون دوبوار، دخترخوانده‌ی سیمون دوبوار و گالیمارد (Gallimard) ناشر کنونی کتاب های سیمون دوبووار و سارتر، در این مراسم حضور داشتند.


+ نوشته شده در پنجشنبه 3 بهمن1387ساعت 1:47 توسط قادین |

جایزه سیمون دو بووار دو سال است که در روز نهم ژانویه، روز سالگرد تولد این نویسندۀ بزرگ فرانسوی و نظریه پرداز دفاع از حقوق زنان، به یک شخصیت یا نهادی که در راه دفاع از حقوق زنان تلاش می کند اهدا می شود.

 خانم جولیا کریستوا ، نویسنده و روانکاو معروف فرانسوی که بنیانگذار و رئیس هیأت داوران این جایزه است در گفتگویی با رادیوی ما در بارۀ جایزۀ امسال گفته است:

 "سیمون دو بوار دنبالۀ مبارزۀ زنان را که دو قرن است ادامه دارد در دست گرفت . سیمون دو بوار با کتابش "جنس دوم"، که شهرتی جهانی دارد، انقلابی در این جنبش بوجود آورد. هیات داوران این جایزه که حدود بیست شخصیت جهانی را در برمی گیرد و چندین زن و مرد نویسنده، جامعه شناس، فیلسوف، روزنامه نگار و سیاستمدار در آن شرکت دارند امسال خواسته اند بر این نکته انگشت بگذارند که مبارزه برای حقوق زنان تنها مسئلۀ زنان فرانسوی، اروپایی و غربی نیست بلکه زنان را در تقریباً سراسر جهان به خود جلب کرده است. سال گذشته این چایزه به تسلیمه نسرین که تحت تعقیب و آزار است داده شد.امسال ما سخت تحت تأثیر جسارت زنان ایرانی و بدیع بودن شکل مبارزه اشان قرار گرفتیم. این جنبش کار مهمی را در جهت توضیح معنا و ماهیت حقوق بشر و حقوق زنان به خود زنان انجام می دهدو آن ها را تشویق می کند که علیه تضعیقات مبارزه کنند. کمپین یک میلیون امضاء جنبش بدیع و تازه ایست چون بر محور یک زن پیشرو و مشهور شکل نگرفته است بلکه جنبش وسیع است زیرا زنانی که در آن فعال هستندبه دیدار زنان دیگر می روند، با آن ها بحث می کنند ، خانه به خانه سر می زنند و حقوق زنان را تک به تک به آن ها توضیح می دهند. از این طریق و از راه اینترنت یک شبکۀ وسیع فکری بوجود می آورند که همنوع زنی را ، از اقشار کم درآمد گرفته تا زنان مرفه، در بر می گیرد و این دقیقاً با روح کار سیمون دو بووار همخوانی دارد. ما با اهدای این جایزه می خواهیم این زنان را تشویق کنیم و علاقه ، عشق و همبستگی خود را به آنها نشان دهیم".

رادیو فرانسه

+ نوشته شده در شنبه 21 دی1387ساعت 18:39 توسط قادین |

رادیو فردا: دادگاه تجدید نظر، شهناز غلامی،  وب نگار  و فعال حقوق زنان در آذربایجان را، که از ۱۹ آبان ماه، در زندان تبریز به سر می‌برد، به شش ماه حبس تعزیری محکوم کرد.

خانم غلامی که در مهرماه ۸۷ به اتهام «تبلیغ علیه نظام» ‌در دادگاه انقلاب تبریز به شش ماه زندان محکوم شده بود در این مدت در انتظار برگزاری دادگاه تجدید نظر با سپردن وثیقه آزاد بود اما پیش از اعلام رأی این دادگاه در آبان ماه بازداشت و به زندان تبریز منتقل شد.

 
سایت‌های حقوق بشری به نقل از نقی محمودی یکی از وکلای مدافع خانم غلامی نوشته‌اند که موکلش از ابتدای دی ماه و در اعتراض به طولانی شدن مدت بازداشت موقت و ادامه بازجویی دست به اعتصاب غذا زده بود و این اعتصاب غدا به مدت هشت روز ادامه داشت.

آقای محمودی گفته است که به گفته خانواده خانم غلامی که در روزهای گذشته موفق به ملاقات با او شدند، خانم غلامی از نظر سلامتی دچار مشکل شده اما برای درمان با محدوديت‌هايی روبه رو بوده است.

پیشتر محمدعلی دادخواه از وکلای مدافع خانم غلامی با اشاره به کیفرخواست صادره برای وی گفته بود که اتهام اقدام علیه امنیت ملی و نشر اکاذیب از طریق حضور در راهپیمایی‌ها و نوشتن مقالات متعددی که برخی از آنها در وبلاگ موکلش منتشر شده و برخی حتی انتشار نیافته و توسط مأموران از خانه وی جمع‌آوری شده به خانم غلامی منتسب شده بود.

به گفته آقای دادخواه همچنین در کیفرخواست بر همکاری خانم غلامی با نهضت آزادی و گروه‌های تجزینه طلب تأکید شده بود که با توجه به اساسنامه نهضت آزادی که معتقد به تمامیت ارضی ایران است، جمع دو اتهام اخیر غیر ممکن است.

شهناز غلامی که عضو انجمن روزنامه‌نگاران زن ایران نیز هست، پیشتر در خلال سال‌های ۶۸ تا ۷۳ به مدت پنج سال زندانی سیاسی بود و در مرداد ماه ۸۶ نیز یک ماه در بازداشت به سر برده بود.

این روزنامه‌نگار  مقاله‌های متعددی در مورد حقوق زنان و نابرابری‌های جنسيتي، حقوق ملی و قومی منتشر کرده و سازمان گزارشگران بدون ‏مرز پس از بازداشت او با انتشار بيانيه‌ای دستگيری وی را محکوم کرده بود.

+ نوشته شده در دوشنبه 16 دی1387ساعت 0:27 توسط قادین |

اویرنجی: خانم شهناز غلامی،  از دو هفته قبل 29/9/87 به علت صدور قرار بازداشت موقت که هیچ تناسبی  با نوع اتهام وی ندارد و  همچنین به دلیل نگهداری اش در بند زندانیان خطرناک و معتاد زن و عدم امکان استفاده  از وسایل  گرمایشی و  طولانی بودن دوره ی  بازداشت موقت اش دست به اعتصاب غذای نامحدود زده بود که به علٌت عدم پاسخ  و رسیدگی به خواسته هایش اعتصاب غذای خود را ادامه و ظهر پنج شنبه حالش به وخامت گرائیده  و تا این  لحظه در بیهوشی کامل به  سر می برد و مسئولین زندان هیچ  گونه توجهی به وضیعت  به وجود آمده اش نکرده اند.

 

+ نوشته شده در جمعه 13 دی1387ساعت 20:8 توسط قادین |